سيد محمد على ايازى

74

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

آن‌ها ، شهادت بر اين بوده كه يكى از وجوه و قرائت‌هاى نازل شده را اثبات كنند نه شهادت بر اصل قرآن . ابو شامه ( م 665 ) در المرشد الوجيز كه اشكال روايت را به خوبى درك كرده است ، خود توجيه ديگرى ذكر مىكند و مىگويد : « منظورشان اين بوده كه ثابت شود مكتوبات عرضه شده آن چيزى است كه مطابقت با نوشته‌هايى مىكند كه در خدمت پيامبر نوشته شده ، نه اينكه شهادت بر حفظ باشد . » سيوطى كه خود اين احتمالات را در معناى روايات نقل شده ذكر مىكند ، احتمال ديگرى طرح مىكند و مىگويد : « شايد هم منظور آن باشد كه شهادت بدهند كه اين نوشته‌ها مطابق با آخرين عرضه بر پيامبر در سال وفات حضرتش بوده است » « 1 » در هر صورت هيچ يك از اين احتمالات ، مشكل را نمىتواند حل كند ، زيرا اين‌ها وجوه و احتمالاتى است كه دليل بر پذيرفتن آن‌ها نيست . كسانى كه به هر دليلى مجبورند اين اخبار را بپذيرند ، ناچار از چنين توجيهاتى هستند و بايد كه بدون دليل و قرينه‌اى از ترس مخدوش شدن روايات ، اين معانى غير برتافته را بپذيرند . اما آنان كه تأليف و تدوين را در عصر پيامبر مىدانند ، چرا تسليم اين احتمالات دور از ظاهر كلام بشوند . تعجب از جناب آقاى معرفت است كه ايشان نيز همانند آن آقايان در راه توجيه و تأويل گام برداشته‌اند ، يك بار مىگويند جمع به معناى حفظ است و يك بار مىگويند منظور از تواتر غير از تواتر مصطلح است و لذا اينجا هم مىنويسند : « اما اينكه گفته شده معناى تواتر نص قرآنى ، اين است كه ما قطع داشته باشيم كه اين قرآن است ، و چنين چيزى با شهادت گروهى و تأييد گروه ديگر به دست مىآيد ، به ويژه در مورد صحابه پيامبر و در رأس آن‌ها

--> ( 1 ) - سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 205 .